تقدیم به پریسای عزیز
تقدیم به پریسای عزیز
زیباترین بهانه ی زندگی مامان و بابا

 

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 3:17 قبل از ظهر | جمعه 24 / 8 / 1392 توسط مامان پریسا

سلام امروز عید بود


عید غدیرخم



به پریسا خانم که حسابی خوش گذشته
خدا رو شکر
بعد از ظهر هم با مامان جون رفت مهمانی


عید غدیر عید ولایت مبارک باشه


.
.
.
و اما در ادامه ی سفر که واسه ثبت کردنش فاصله ی زیادی افتاد

ما از تبریز به طرف مرز حرکت کردیم و به شهر وان در کشور ترکیه رفتیم.

سه روز اونجا بودیم و حسابی بهمون خوش گذشت.

پریسا خانم یه اتاق اختصاصی داشتن که در تمام مدتی که در هتل بودیم در اتاقش داشت تلویزیون تماشا میکرد


بعد از برگشتن از وان. ... به سمت شمال رفتیم و بعد از اب بازی در سواحل زیبای گیسوم به منطقه ییلاق ماسال رفتیم.

واقعا زیبا و دیدنی بود .مناظر ناب و کم یابی که به ندرت بشه جاهای دیگه دید.

بعد هم رفتیم تهران و دو سه روز مهمان عمو احسان بودیم که اونجا هم حسابی به پریسا خوش گذشت ووووو

بالاخره برگشتیم به شهرمون...

اگر بابایی فرصت بیشتری داشت حتما بیشتر در سفر میموندیم.


این هم خلاصه ی سفر تابستان 1396

یکی از خیابان های شهر وان


ماسال و منطقه ییلاق بالای کوه





موضوع :

نوشته شده در تاريخ 9:08 بعد از ظهر | شنبه 18 / 6 / 1396 توسط مامان پریسا

سلام به دخترکم

دوباره زود برگشتم
چرا؟
چون این روزا خبر زیاد هست و حیفم اومد که دیر ثبتشون کنم.
خب... خبر چیه؟🤔

این که با یه برنامه ریزی دقیق تصمیم گرفتیم برای فرار از گرررررمای اهواز چند روزی بریم سفر .


و اینطوری شد که پنج شنبه 96/5/12 نیمه شب قبل از این که خورشید خانم بیاد بیرون و بیرحمانه بسوزونتمون 🙄 ....از شهرمون حرکت کردیم..


بابایی یکسره حرکت کرد و دخملی در خواب نااااززرز....
هر چند اول تصمیم داشت بیدار بمونه و برای بابایی صحبت کنه ولی دیگه....
خلاصه بعد از گذشتن از چند شهر واسه نهار به زنجان رسیدیم و استراحت کردیم

پریسا خانم از دیدن گنبد سلطانیه خیلی لذت برد.

واسه شب هم رسیدیم تبریز .
و فعلا هم که شنبه هست هنوز تبریزیم...
ان شالله بعد ار حرکت از تبریز باز هم پست میفرستم.



گنبد سلطانیه


پارک ایل گلی تبریز
الان هم یه دوست کوچولو پیدا کرده و حسابی داره بازی میکنه

موضوع :

نوشته شده در تاريخ 6:34 بعد از ظهر | شنبه 14 / 5 / 1396 توسط مامان پریسا

سلام به دختر گلم
دیروز که جمعه بود یعنی 1396/5/13 مصادف بود با دو تا خبر خیلی مهم...

اولیش تولد امام رضا (ع) امام هشتم بود که قبلا هم برات گفتم حرم امام رضا در مشهد مقدس هستش


با این که قبلا سه بار شما رو برای زیارت به مشهد بردیم ولی الان که ماشالله بزرگتر شدی خاطرات اون موقع کمتر در ذهنت مونده و خیلی دوست داری دوباره بری.
ان شالله امام رضا دعوتمون کنه تا بتونم دختر گلم رو به مشهد ببرم....


خبر دوم هم اینه که دیروز سالگرد ازدواج مامان و بابا بود .

ولی به دلیلی که پست بعدی مینویسم نشد که برای این روز مهم جشن بگیریم...

به هر حال الان از فرصت استفاده میکنم و این روز مهم رو به دختر گلم وبابا حسین عزیزم تبریک میگم..

از خدا میخوام که همیشه جمع خانواده ها جمع باشه.
و جمع خانواده ی کوچیک ما هم همیشه شاد و سلامت و جمع باشه
الهی آمین



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 6:18 بعد از ظهر | شنبه 14 / 5 / 1396 توسط مامان پریسا

سلام و صد سلام
پریسای عزیزم از خدا میخوام همیشه بهترین ها رو سر راحت قرار بده.

این خاطرات مربوط به قبل تر هاست فقط دوست داشتم برات ثبتشون کنم تا ان سالله وقتی در اینده میخونی حتما لذت ببری...

سال تحصیلی 94-95 دخترک گلم به پیش دبستانی رفت.
مدرسه ی غیر انتفاعی طاهره.
البته دو سال قبل از اون هم در یک مهد خصوصی دوره ی مهد و آمادگی رو گذروند.
و اما برای پیش دبستانی من و بابایی تصمیم گرفتیم دخترک رو در مدرسه ثبت نام کنیم تا بیشتر با محیط اموزشی آشنا بشه...
خانم افشین مربی پیش دبستانی بسیار خانم مهربان و با تجربه ایی بودن که کلی چیزای خوب خوب به دختر کوچولوی من یاد دادن.
ان شالله همیشه خوب و سلامت باشن.
پیش دبستانی تجربه ی خوبی برای مدرسه رفتن پریسا خانم شد...
اونجا کلی دوستای خوب پیدا کرد که بعد از گذشت دو سال هنوز هم باهاشون در ارتباط هستیم و از دیدن هم خوشحال میشیم.
به خصوص دوستایی که در مدرسه ی ابتدایی هم باز کنار هم بودید.

یادش به خیر صبح ها بابایی با ماشین مرسوندت مدرسه و ظهرها هم من میومدم دنبالت و برمیگشتیم خونه.
چون فصله ی مدرسه تا خونه کم بود و مخصوصا این که از داخل بازار عبور میکردیم اصلا خسته نمیشدی و همیشه سرگرم میشدی ....
دوران پیش دبستانی بیشتر عاشق نقاشی و رنگ امیزی بودی.
با دوستات سرگرم بودی و گاهی در برنامه های جشن تولدشون شرکت میکردی(البته با هم)...
حروف الفبا رو در حد آشنایی با شکل هاشون بهتون اموزش دادن.و بعد با هم داخل خونه واسه هر حرفی چندتا کلمه پیدا میکردیم...
راستی کلی شعر و سوره های کوچیک قرانی هم یاد گرفتی اما کم کم فرانوششون کردی....

یاد اون دوران قشنگ به خیر



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 12:26 قبل از ظهر | سه شنبه 10 / 5 / 1396 توسط مامان پریسا

وقتی دختر داخل خونه باشه معنیش اینه که همه چیز باید رنگ دخترونه بگیره.

مامان و بابا باید همپای دختر مهمان بازی کنن.

داخل کلبه برن...عروسک بغل کنن...چای از استکان کوچولوهای دختر بخورن و کلی لذت ببرن....

الهی هیچ خونه ایی بدون رنگ دخترونه نباشه....

پریسا خانم عاشق رنگ صورتیه...یعنی اگر راهی بود میگفت داخل غذا هم رنگ صورتی استفاده کن

پریسا خانم عاشق عروسکهاشه که تقریبا همه ی عروسکا صورتی پوش هستن...

داخل بازار اولین چیزی که ببینه و رنگش صورتی باشه اتوماتیک میره به سمتش....

عشق صورتی من... عروسک صورتی پوش من.....به خدا عاشقتم....

دیشب به مناسبت روز دختر ،پریسا خانم از مامانی هدیه گرفت

و امشب هم باز به مناسبت روز دختر از بابایی هدیه گرفت

مبارکت باشه عزیز دلم.

برای این که لبات همیشه خندون باشه همه کاری برات انجام میدم
حتی به آسمون میرم و برات ستاره میچینم....

جشن امشب


دخترم کلی عشق کرد با کیک صورتیش


پ.ن

بهش میگم دیر وقته بخواب دیگه.... میگه فقط یک درصد از شارژم باقی مونده وقتی تمام بشه خواب میرم


موضوع :

نوشته شده در تاريخ 10:47 بعد از ظهر | سه شنبه 3 / 5 / 1396 توسط مامان پریسا

سلام
امشب یک شب بسیار عزیزه

شب تولد حضرت فاطمه ی معصومه



حالا که قراره دفتر خاطرات پریسای

عزیزم رو دوباره بنویسم ، چه بهتر از

این که با یک اتفاق خوب اونو شروع کنم.

دختر قشنگم خیلی دوستت دادم

خداوند لبخند زد و دختر افریده شده.

ای لبخند زیبای خدا روزت مبارک.



وقتی پریسا متوجه شد امشب چه شبی و فردا چه روز مبارکیه ، ازما طلب هدیه کرد

البته که این موارد برای ایشون کاملا طبیعیه.
حالا برم ببینم با چی میتونم سر و ته قضیه رو فیصله بدم


پریسا در حال بازی با تفاله های هویج.که اب هویج رو میل فرمودن.این تفاله ها هم یه چند ساعتی سرش رو گرم میکنن

موضوع :

نوشته شده در تاريخ 1:12 قبل از ظهر | دوشنبه 2 / 5 / 1396 توسط مامان پریسا
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 37 صفحه بعد
درباره وبلاگ

آرشيو مطالب

صفحات وبلاگ

آخرين مطالب

موضوعات

پيوند ها

پيوندهاي روزانه

آمار وبلاگ









مرجع کد آهنگ برای وبلاگ
Online User

پریسای عزیز

پریسای عزیز