پریساپریسا، تا این لحظه: 9 سال و 6 ماه و 29 روز سن داره

تقدیم به پریسای عزیز

اولین پست 93 - سفره ی هفت سین و یه اتفاق بد!!!!

سلام سال نو میارک ایشالله سال خوبی رو شروع کرده باشید. میگن سالی که نکوست از بهارش پیداست..... واسه ما هم که ..... خب شاید این اتفاقا واسه هر بچه ایی پیش بیاد . بهتره نذاریم به حساب تقدیر و سرنوشت. اول از همه یه عکس خوشکل دارم از بزرگترین فرش گل در شهرمون که با پانوراما گرفتمش...جاتون خالی که دیدنش از نزدیک یه چیز دیگس....   و این هم تقویم 1393 که خودم برای پریسا خانم درست کردم.عاشق باب اسفنجیه کلللللللی عکس از اتفاقات این 2 هفته دارم که همه در ادامه ی مطلب هستن . پس بفرمایید . قبل از هر چیز از همه ی دوستان عزیزم که در پست قبلی و یا از طریق اس ام اس سال نو رو تبریک گفتن ، تشکر میکنم . ...
9 فروردين 1393

آخرین پست سال 92

سلام یه سلام همراه با بوی بهار. پیشاپیش فرا رسیدن سال نو رو به همه ی دوستای گلم تبریک میگم. و برای پریسای عزیزم....... دختر گلم. سال 1392 رو به اتمامه.... از خدای مهربون ممنونم که در تمام لحظه های زندگیم در این سال کنارم بودی. از خدای مهربون میخوام که ایشالله در سال جدید جمع همه ی خانواده ها جمع، سفرهاشون پربرکت ، لبشون خندون و دلشون شاد باشه. ایشالله همه به آرزوهای قشنگشون برسن. پست اخرمون اختصاص داره به یه جشن کوچولو..... پس بفرمایید ادامه.  یکشنبه 26 / 12 / 92  بعد از ظهر ... ما که این چند روز اخر رو برای خودمون یه جورایی تعطیل کردیم. واسه همین از امروز صبح خونه تکونی م...
25 اسفند 1392

40 ماه گذشت.... (3 سال و 4 ماهگی )

  سلام اول یه سلام ویژه و خسته نباشیدبه دوستای گلم بابت این روزها که حسابی سرشون شلوغه.... خونه تکونی... خرید... و......  ولی خودمونیم انجام این کارها حسابی کیف داره... و یک سلام ویژه تر به پریسا خانم. دختر یکی یک دونه ی خودم. د خترک قشنگم،  40 ماهگیت مبارک..... 3 سال و 4 ماهگیت مبارک....  الان که داشتم تعداد ماه ها رو حساب میکردم دیدم که بلهههه چقد زود گذشت.... چه خاطرات شیرینی .... چه لذت بخشش..... لحظه های نابی که به هیچ عنوان قابل تکرار نیستن..... عزیز دلم..... از لحظه لحظه در کنار تو بودن لذت میبرم.. . فردا یعنی شنبه : 17 / 12 / 92  مصادف میشه با 40 ماهگی پریسا یا...
16 اسفند 1392

ماجراهای هفته ی قبل ...

    سلام  پریسا تا این لحظه ، 3 سال و 3 ماه و 15 روز و 17 ساعت و 51 دقیقه و 50 ثانیه سن دارد. هفته ی گذشته چند تا برنامه ی فشرده داشتیم. جای همه خالی بود. البته هوای اینجا به طور وحشتناکی داره گرم میشه و مجبوریم که برنامه ها مونو فشرده کنیم....   پس یه بادبزن بردارید و بفرمایید ادامه...     به تاریخ عکس ها توجه نکنید چون یه سال قبل رو نشون میده.     تاریخ :  4 / 12 / 1393 شب اول از پریسا خانم و جریان جوجه ی انقلابی اگر پست قبل رو خونده باشید جریان جوجه رو نوشته بودم. در راهپیمایی 22 بهمن یه جوجه واسه پریسا خریدم و..... پریسا ...
4 اسفند 1392

یک حضور سبز ،یک تولد ،یک دیدار دوستانه،یک پیک نیک...

  سلام هفته ی گذشته 3 تا رخ داد مهم برامون اتفاق افتاد که همشو یکجا و فشرده  مینویسم. پس بفرمایید ادامه... جمعه 25 / 11 / 1392  راهپیمایی٢٢ بهمن و حضور سبز پریسا روز دوشنبه 22 بهمن بود. راستش تا به حال برامون پیش نیومده بود که به راهپیمایی بریم ولی امسال تصمیم گرفتم برای اولین بار پریسا رو به راهپیمایی ببرم. اتفاقا خیلی خوب شد که رفتیم. واقعا براش جالب بود. این همه ادم... این همه تلاش و تکاپو ... پرواز لحظه به لحظه ی هلیکوپتر (بالگرد ) از بالای سرمون و.... همه و همه پریسا رو حسابی هیجان زده کرده بود... مدرسه ی مامان ها هم ( در این پست )  یه مسابقه ترتیب داده بودن که ...
26 بهمن 1392

یک عدد پریسا خانم 3 سال و 3 ماهه....

                   سلام خوبید؟ ایشالله که خوب هستید و خونه هاتون از گرمای محبت گرمه گرم باشه ..... دیروز 5 شنبه بود(17 / 11 / 92 ) ... اما با بقیه ی 5 شنبه ها فرق داشت . چرا؟ خب به دلیل این که دیروز پریسا خانمی ما ، 3 سال و 3 ماهه شد ...پس بزن دست قشنگه رو به افتخارش ....   قربون دختر گلم برم. که هر ماه از ماه قبل خانم تر.. خوش زبون تر ... و خشکل تر میشه. پس به همین مناسبت این پست کلا به ایشون اختصاص داره. پریسا خانم کلا هر مطلبی رو به خوبی به خاطر میسپاره و هیچ چیزی رو از قلم نمیندازه (خصو...
18 بهمن 1392

جشنواره ی غذا...

  سلام جای همه ی دوستان خالی بود.... روز 5 شنبه و جمعه و شنبه زیباترین شبهای شهرمون بود. در کنار دوستانمون بهترین لحظه ها رو گذروندیم.... جشنواره ی غذا در جاده ساحلی کیان پارس برگزار شد و هر کدوم از دوستان با یه خوراکی یا چند خوراکی خوشمزه اومدن و در یک رقابت بسیار زیبا و دیدنی اون ها رو فروختن .... اگر خدا بخواد تمام پول هایی که جمع شد برای کودکان سرطانی و بیماری های سخت مصرف میشن.... به قول یکی از دوستان تجربه ی فروش خوراکی رو هم به دست آوردیم. اگر یه زمانی قصد راه اندازی یه کار و بار رو داشتیم میدونیم چکار کنیم. واقعا کار سختیه .. وقتی که بینندگان فقط بیان و ببینن و رد بشن و هیچ نخرن.  و یا یه نفر بیاد و یه ظر...
13 بهمن 1392

عروسی... عروسی...

سلام جای همه ییییییی دوستانم خالی بود.. عروسی عالی بود و خییییلی خوش گذشت.... ایشالله خوش بخت بشن   روز سه شنبه ی هفته ی قبل یعنی 24 / 10 مراسم حنا بندان برگذار شد... احتمالا همه با این مراسم اشنا هستن... از طرف خانواده ی داماد یه ظرف حنا درست میشه و به همراه فامیل به خانه ی عروس خانم میرن و بعد از رقص و پایکوبی به دست های عروس و داماد حنا گذاشته میشه... هدف اصلی از این مراسم اینه که قبل از عروسی ، فامیل دور هم جمع بشن. و البته امروزه این مراسم مثل قدیم نیست... قبلا کلی حنا میذاشتن داخل دست های عروس داماد ولی الان یه برگ گل یا اسکناس میذارن رو دستشون و بعد یه کوچولو حنا اندازه ی یه نخود میذارن رو دستا...
3 بهمن 1392
1845 0 112 ادامه مطلب