پریساپریسا، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 15 روز سن داره

تقدیم به پریسای عزیز

با دیدن روی ماهت روزم ساخته میشه....

امام رضا دعوت کرد......

                      سلللللللللللام بالاخره امام رضا ما رو هم طلبید که بریم پا بوسش. خدایا شکرت. امسال خیلی دوست داشتم برم مشهد و بالاخره در یک تصمیم گیری آنی ، رفتن من و پریسا خانم قطعی شد. ممنون امام رضا جون که دعوتمون کردی.   سلام ضامن آهو ، دل شکسته ی من به پای بوس نگاهت ، غریب می آید طلای گنبد تو ، وعده گاه کفتر هاست کبوتر دل من بی شکیب می آید برات گشته به قلبم ، مراد خواهی داد چرا که ناله (امن یجیب ) می آید ایشالله  فردا شب (شنبه شب )  پرواز داریم برای مشهد. بر...
3 شهريور 1391

فصل 39 : عید فطر... رسیدن جایزه... و پریسا خانم

  سلام              سلام           سلام 2 روزه دیگه عیده فطره پس:     عید سعید فطر را به همه ی دوستانم تبریک میگم. امیدوارم طاعات و عبادات همه مورد قبول واقع بشه. خدایا ممنونم که یکسال دیگه هم گذشت و تونستیم در مهمانیت شرکت کنیم.     و باز هم ممنونم که بهمون این سعادت رو دادی که با فرشته کوچولومون این ماه زیبا رو پشت سر بذاریم.                     &nb...
27 مرداد 1391
1892 0 103 ادامه مطلب

فصل38: یه ماهگردو یه سالگردو یه ......

سلام به همه دوستان گلم و نی نی های خوشکلشون. نماز و روزه هاتون قبول باشه.از امشب شبهای احیا شروع میشه. ایشالله که عباداتتون قبول باشه. در دعاهاتون ما رو هم فراموش نکنید. ممنون اول سالگرد: روز جمعه 13 / 5 / 1391 سالگرد یه روز قشنگ برای من و بابایی بود . تا دوسال قبل دوتایی این روز قشنگ رو جشن میگرفتیم ولی الان دوساله که با فرشته کوچولومون این روز قشنگ رو جشن میگیریم. البته امسال به دلیل اینکه بابا بزرگ از پیشمون رفتن و هنوز عزادار هستیم همون جشن کوچولو روهم نگرفتیم. ولی برای دفتر خاطرات دختر خوشکلم یه جشن کوچولو میگیرم تا یادش بمونه که این روز قشنگ رو خیلی دوست دارم. حسین جان سالگرد ازدواجون مبارک باشه. ...
17 مرداد 1391
1539 0 146 ادامه مطلب

فصل 37 :کمی از پریسا و 2 تا خبر خوب

سلام خسته نباشید. نماز و روزه های همه دوستان قبول باشه. نمیدونم فقط من اینجور شدم یا اینکه بقیه هم گرفتار شدن . اصلا" حوصله ی هیچ کاری رو ندارم. بیچاره پریسا که این طفلکی هم با من درگیر شده . بیشتر روز در حال چرت زدن هستیم و حوصله ی انجام هیچ کاری هم نداریم. کلا" همه ی برنامه هامون تعطیل شده.......... حالا همین وقت که حوصله تعطیل شده ،  یک دفعه تصمیم گرفتم جهت آموزش دستشویی رفتن برای این پریسا خانم. امروز چهار شنبه. از خواب که بیدار شد، نزدیک ظهر بود پوشکش رو درآوردم تا کمی آزاد باشه. ساعت 1 و نیم ظهر در آشپز خونه جیش کرد.سریع همه جا رو شوستم و گفتم حالا که ساعتش دسنمه مراقب میشم ببینم کی دوباره میخواد جیش کنه. تا س...
11 مرداد 1391
2661 0 101 ادامه مطلب

فصل 36 : فقط از پریسا جون

سلام به همه دوستان عزیز. نماز و روزه ی همه قبول باشه. ایشالله که ما رو هم در دعاهاتون فراموش نکرده باشید. امروز میخوام فقط از پریسا جون بنویسم. هزار ماشالله به دختر باهوشم که حافظه ی خیلی خوبی داره . دیروزصبح یه قطعه از اسباب بازیش رو روی اپن دید در حد گذرا. گذشت تا بعد از ظهر یعنی بینش هزارتا کار دیگه انجام دادیم. بازی و غذا خوردنو اومدن بابایی و ...... عصر که شد به طور اتفاقی یه قسمت دیگه از اون اسباب بازی رو بین وسایلش پیدا کرد. بدو بدو اومد سراغم و دستمو کشید سمت اپن و اشاره به بالا... من هم که ماشالله حافظم توپ .....  هر چی میگشتم که این بچه چی میخواد و هر چی نشونش میدادم فایده نداشت. آخر سر بلندش ...
6 مرداد 1391

فصل 35 : دومین رمضان و اولین سحر

روزه یعنی نفس خود پاک کن          قلب ابلیس دورن چاک کن راه پرواز است سوی آسمان           ماه گردیدن بسان عاشقان سلام به همه ی دوستان عزیزم. فرا رسیدن ماه مبارک رمضان بر همه ی دوستان مبارک باشه . وقت سحر و افطار ما رو هم فراموش نکنید. دومین رمضان رسید و ما خدا رو شکر میکنیم به خاطر همه ی نعمت ها و برای همه ی زیبایی هایی که به ما دادی در کنار این فرشته ی کوچولومون. سحر اول ماه مبارک ، هر چقد هم تلاش کردم که خانمی بیدار نشه ولی فایده نداشت و بالاخره بلند شد و با کلی بابا  بابا گفتن ، یکسره اومد کنار سفره و کنار باب...
31 تير 1391

فصل 34 : 20 ماهگی و این چند روز و طرز تهیه رولت قارچ

                                                     سلام ایشالله که همه دوستان خوب باشن و سلامت. چند روز بود که تصمیم داشتم پست جدید بذارم ولی پریسا از روز جمعه صبح یک دفعه تب کرد. تبش خیلی شدید بود . تمام تنش داغ  بود.تا شب چند بار پاشویه کردیم و تب بر دادیم کمی تب میومد پایین و دوباره میرفت بالا. بالاخره شب بردیمش بیمارستان . البته من هیچ وقت به کار انترن ها اعتماد ن...
26 تير 1391
1892 0 101 ادامه مطلب

تشکر

سلام به همه ی دوستان عزیز و مهربانم امیدوارم که همه ی دوستان و فرشته های نازشون سلامت باشن.چند روز قبل که با عجله پست قبل رو نوشتم و دیگه تا چند روز از دنیای مجازی دور بودم، اصلا" فکر نمیکردم که دوستان به این خوبی دارم که اینطور به یادمون هستن . با دیدن کامنت ها اشکم سرازیر شد. از همه ی شما ممنونم. امیدوارم که بتونم در لحظه های شاد زندگی همراهتون باشم. من و دخترم به داشتن دوستان به این خوبی افتخار میکنیم.دوستان عزیزی که با تماس تلفنی و اس ام اس و کامنت با ما هم دردی کردند..... باران جون بزرگترین آرزوم برای شما اینه که تمام لحظه های زندگیت پر از شادی باشه ، که این چند روز لحظه به لحظه حضورت رو در کنارم حس کردم. سارا جو...
20 تير 1391
2279 0 125 ادامه مطلب

بابا بزرگ رفت........

پریسا جونم امروز بابا بزرگ مهربونت ( بابای بابایی )برای همیشه از پیش ما رفت. یادت بمونه که بابا بزرگ خیلی دوستت داشت. بابا بزرگ..... ما  شما رو خیلی دوست داشتیم  و هیچ وقت از یادمون نمیری. بابا بزرگ سلام ما رو به خدا برسون. بهشت خدا مبارکت باشه.......
13 تير 1391

مسابقه ی : اتاق من

سلام . پریسا میخواد در مسابقه ی اتاق من شرکت کنه. اتاق پریسا هم برای پریسا و هم برای مامان پریسا خیلی ارزش داره چون مامان و بابا با دستای خودشون این اتاقو آماده کردن . بفرمایید تا توضیح بدم. این اتاق پریسا خانم. که بابایی خودشون تمام سرویس خواب را طراحی و درست کردن. کمد و بوفه و تخت... این کتاب ها سی دی ها و وسایل کمک آموزشی پریسا جون این هم پرده ها که مامان با عشق برای پریسا جون درستشون کرد. واین هم تختخواب پرسا جون . کار دست بابایی. وقتی پریسا جون در اتاقش احساس آرامش میکنه ، مامان و بابا هم لذت میبرن.   لازم نیست برای درست شدن یه اتاق مخارج سنگین متحمل ...
11 تير 1391