تقدیم به پریسای عزیز

1

داستان جوجه اردک و پریسا وطرز پخت کیک سیب زمینی و یه تولد

یکی بود یکی نبود. یه روز صبح وقتی بابایی داشت برای رفتن به سرکارش آماده میشد. متوجه شد که یه صداهایی از پشت پنجره میاد.ولی چون دسترسی به اونجا امکان نداشت دیگه زیاد اهمیت نداد. چند روز بعد صدا ها بیشتر شد و با کلی زحمت متوجه شد که یه یا کریم اونجا کنار جا کولری لونه کرده و 2 تا جوجه کوچولو هم داره. کم کم پریسا خانم هم متوجه موضوع شد .و از وقتی متوجه شد هر روز و روزی چند بار باید میبردیمش از پنجره ی آشپزخونه (که راحت تر میشد جوجه ها رو دید)و اون ها رو تماشا میکرد. کم کم جوجه ها بزرگ شدن و رسید روزی که پریدن و رفتن........ از اون روز به بعد پریسا هر روز به بابایی میگفت جوجه میخوام.بابایی هم قول داد که برا...
28 آذر 1391

در آستانه ی 25 ماهگی +مروارید16 +شیرین کاری ها.....

سلام خوبید؟ ایشاله که همه سلامت باشن . ما هم خوبیم و دعاگو . سلام پریسا خانم خوبی مامانی قربون دخمل گلم که هر روز با یه کار تازه کلییییییییی ما رو غافلگیر و ذوق زده میکنه امروز 16 آذر  و فردا یعنی 17 آذر ماهگرد تولد پریسا خانمه.مبارکت باشه عزیز دلم . چقد زود گذشت مثل اینکه همین جمعه قبل تولد 2 سالگی بود . و دیگه اینکه چند روز قبل مروارید 16 هم خودشو نشونمون داد. باز هم خدارو شکر.الان شما:8 تا دندون از جلو 4 تا نیش و 4 تا اسیاب داری. نمیدونم با توجه به سنت خوبه یا کمه؟ حرفای تازه ی پریسا: هر روز یه جمله ی تازه و هر روز این شکلی شدن ما: خیلی بدش میاد گوشه ی ناخنش بلند بشه تا ا...
16 آذر 1391

پشت صحنه ی تولد خرگوشی پریسا

سلام امیدوارم سلامت باشید و خونتون از هجوم ویروس شیطون سرما خوردگی ،انفلانزا،سینه درد،.... در امان باشه. اول اینکه از تمام دوستان گلم که برای پریسا دعا کردن ممنونم . خدا رو شکر از امروز که یکشنبه هست، کمی بهتر شده سرفه هاش کمتر و حال عمومیش بهتر شده ولی هنوز کمی از عوارض سرما خوردگی رو داره... چند تا پست با کلی مطلب و عکس آماده داشتم که نمیدونستم کدوم رو اول بذارم . که دیدم این یکی دیگه داره خیلی بیات میشه . پس بدون معطلی بفرمایید ادامه. ممنون که مثل همیشه همراهیم میکنید.            قبلا هم نوشته بودم که از چند ماه قبل کارای مربوط به تو...
12 آذر 1391

پریسا خانم رفت آرایشگاه

سلام به همه ی دوستان و سلام به پریسا خانم خودم. آخرین باری که پریسا خانم رفت آرایشگاه ، برای عید نوروز بود یعنی 29 اسفند 1390.بعد از اون دیگه دست به موهاش نزدم تا کمی بلند بشن . اما مدتی بود که پریسا خانم به خاطر موهای جلوی سرش اذیت بود. یعنی خیلی بلند شده بودن . قبل از تولدش میخواستم کوتاهشون کنم ولی بعد پشیمون شدم. گفتم شاید برای تولدش لازم باشه که موهاش بلند باشن. ولی اشتباه کردم که اینکار رو انجام ندادم. چون روز تولدش که اصلا نذاشت دست به موهاش بزنیم. دست آخر هم خیلی ساده و معمولی براش بستمشون. که اگر کوتاه شده بودن خیلی خوشکل تر میشد. خلاصه تولد گذشت و ما همچنان با موهای پریسا خانم مشکل داشتیم.آخه گا...
10 آذر 1391

محرم 91و پریسا

سلام امیدوارم همه ی دوستان سلامت باشن. و عزاداری هاتون قبول باشه. یه سلام هم به گل دخترم پریسا جونم. این چند روز به دلیل این که مرتب همراه با پریسا خانم در مراسم عزاداری امام حسین شرکت میکردیم، دیگه فرصت نکردم به وبلاگ دختر گلم سر بزنم. در عوض الان اومدم تا همه ی اتفاقات این دهه که گذشت را برای پریسا جون بنویسم. چند شب اول محرم ،سه نفری به هیئت هایی که نزدیک خونه بود میرفتیم پریسا همراه بابایی جلوتر میرفت و دسته های زنجیر زنی رو تماشا میکرد. روز جمعه قرار بود ساعت 3 بعد از ظهر مراسم علی اصغر شیر خوار در مسجد محله برگزار بشه.ما هم از صبحش رفتیم خونه مامان جون و با خاله معصومه و مامان ...
6 آذر 1391
1