تقدیم به پریسای عزیز

1

فصل دهم: 15 ماهگی و کلی خبر

سلام به پریسا جونم و سلام به همه ی دوستان عزیزم فردا 17 / 11 / 1390  دختر گلم 15 ماهه میشه. مبارک باشه عزیز دلم.   زیباترین شعر زندگی                                      با ارزش ترین جواهر هستی و .......... دلیل بودن من باش تا با وجودت و نفسهایت جان بگیرم روز دوشنبه 10 / 11 /1390 نهمین دندون فرشته ی من از صدف سرک کشید. از فک پایین سمت راست. دندانها : 4 تا فک پایین و 5 تا فک بالا. ابن هم مبارک باشه عزیز...
15 بهمن 1390

فصل نهم: عنوان نداره

سلام به پریسا خانم و سلام به دوستان گل پریسا خانم. هفته گذشته اتفاق خاصی نیفتاد که بخوام در دفتر خاطرات پریسا بنویسم برای همین غیبتم طول کشید..... ولی دیگه  دلم نیومد بیشتر از این دفتر دخترم راکد بمونه برای همین شروع کردم به نوشتن. هر چی به ذهنم رسید می نویسم............. تازگی ها با چند تا از خانمهای همسایه تصمیم گرفتیم تا هوا مناسبه بعد از ظهر ها بریم پیاده روی . البته برای من، بستگی به شرایط خانمی داره که: بیدار باشه، سر حال باشه و بشه ٢- ٣ ساعتی راه بریم. البته ایشون که در کالسکه تشریف دارن و بنده راننده ......... در طول مسیر هم چند فضای سبز هست که موقعیت مناسبی برای بازی پریسا خانمه. دیگه اینک...
4 بهمن 1390

فصل هشتم :دندونهای جدید...... نذری.....

سلام فرشته کوچولوها..... سلام به مامان های فرشته کوچولوها.... از یکشنبه هفته قبل تا دیروز که باز یکشنبه بود،2 تا مروارید خوشکل تو دهن پریسا خانم خود نمایی کردن.مبارکه مامانی.حالا مرواریدا   8 تا شدن.دیگه حسابی باید موظبشون باشی . هفته ی گذشته از روز سه شنبه تا شنبه ی این هفته مامان جون روضه داشتن.و ما هم هر روز صبح میرفتیم خونه مامان جون و تا عصر که بابایی بیاد دنبالمون اونجا میموندیم. برای پریسا خانم که بد نشد چون 5 روز حسابی با بچه های دایی حسین مشغول بود.و شب که میومدیم خونه از خستگی بیهوش میشد. موقع روضه وقتی خانمها سینه میزدن،پریسا هم اول کمی نگاهشون میکرد و بعد بادستای کوچولوش شروع میک...
4 بهمن 1390
1